در مورد پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران ، ابتدا لازم است قطعنامه مذکور از نظر حقوق بین المللی کمی تشریح شود . سپس به موضوعات آن پرداخته شود ، شورای امنیت سازمان ملل در طول هشت سال جنگ تحمیلی حدود هفده قطعنامه در جهت دستیابی به صلح بین دو طرف ایران و عراق در خصوص جنگ زمینی ، حمله هوایی به مناطق مسکونی حمله به کشتی های تجاری و نفتی و کاربرد سلاحهای شیمیایی صادر نمود ، که فقط قطعنامه 598 جنبه اجرایی داشت و بقیه صرفاً « صادر »گردید .

 با توجه به اینکه مسئولیت اصلی شورای امنیت سازمان ملل به موجب ماده 24 منشور این سازمان حفظ صلح و امنیت جهانی می باشد لذا در قطعنامه های صادره از شورای امنیت می بینیم که بجای لفظ منازعه بین ایران و عراق از لفظ وضعیت استفاده نموده است ، فرق بین الفاظ منازعه و وضعیت در این است که وقتی شورای امنیت کلمه وضعیت را در متن قطعنامه بکار می برد مسئولیت مخاصمه را نمی پذیرد و فقط در حد ابراز نگرانی ، و طرفین درگیر را به خویشتن داری از گسترش جنگ ترغیب می نماید . که در اصل نوعی واسطه و میانجیگری میان طرفین است .

 اما اگر کلمه منازعه در قطعنامه بکار برده شد در اینجا هست که شورای امنیت مسئولیت جنگ و مخاصمه را می پذیرد و قطعنامه حالت اجرایی پیدا می نماید و طرفین ادامه جنگ با اقدامات قوه قهریه شورا مواجه خواهد شد ، لذا قطعنامه 598 تنها قطعنامه ی شورای امنیت در مورد جنگ ایران و عراق بود که در آن لفظ منازعه بکار رفت و آنهم به منظور حمایت از کشور عراق بود که این قطعنامه را با این مضمون صادر گردید .

حال عواملی که باعث شد قطعنامه 598 با چنین کلمه ای در شورای امنیت سازمان ملل صادر گردید . اولاً اگر مروری به متن قطعنامه های گذشته از ابتدای جنگ تاآخرین قطعنامه داشته باشیم خواهیم دید که سمت و سوی آنها به ترتیب به حمایت از رژیم بعثی عراق بوده است . وقتی که عراق حدود 13600 کیلو متر مربع از خاک جمهوری اسلامی ایران را اشغال نمود اولین قطعنامه ؛ یعنی قطعنامه 479 مبنی بر خویشتن داری طرفین درگیر جنگ از سوی شورای امنیت سازمان ملل بود که در آن عقب نشینی به مرزهای بین المللی مطرح نشد .

اما وقتی که رزمندگان اسلام در سال دوم جنگ توانستند با شهامت و شهادت میهن اسلامی خود را از چنگال نظامیان بعثی آزاد نمایند و فقط اندکی در دست ارتش عراق باقی مانده بود ، شورای امنیت با شکست سکوت 22 ماهه خود قطعنامه 514 را صادر و از دو طرف خواست که آتش بس و عقب نشینی به مرزهای شناخته شده بین المللی نمایند . از سال سوم جنگ  به بعد عملیات برون مرزی نیروهای اسلام به منظور وادار نمودن سازمانهای بین المللی از جمله شورای امنیت سازمان ملل به قبول مسئولیت حل مناقشه و تصمیمی عادلانه با شناسایی متجاوز و تنبیه آن و پرداخت غرامت جنگی آغاز شد . چون تا آنزمان هیچ تصمیمی برای عقب نشینی از سرزمین های باقی مانده در درست ارتش رژیم بعثی وجود نداشت و محافل سیاسی بین المللی در مورد اعاده حقوق جمهوری اسلامی ایران هیچ واکنشی نشان نمی دادند .

لذا اوج این عملیات ها ، عملیاتهای والفجر 8 و کربلای 4 و 5 بود که نقش به سزایی در تهیه و تنظیم و تصویب قطعنامه 598 از سوی شورای امنیت سازمان ملل داشت زیرا عملیات والفجر 8 در سال ششم جنگ تصرف شهر بندری فاو عراق ، زمانی انجام شد که استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا ، نتایج عملیاتهای سال سوم و چهارم از سوی ایران را تا حدودی بی نتیجه دید ،  چنین احساس نمود که جنگ حالت فرسایشی به خود گرفته است لذا از یک طرف کمکهای فراوانی از قبیل انتقال فن آوری پیشرفته نظامی و سلاحهای کشتار جمعی به عراق نمود و از طرفی فشار به ایران وارد کرد  تا بار دیگر ایران را به اردوگاه غرب بازگرداند .ضمنا به موازات این اقدامات بلوک غرب ، شوروی ( سابق ) هم توانست سودی از این جنگ ببرد و ابتکار عمل در جنگ را بدست گیرد لذا نیروی هوایی عراق را به میگ 25 تجهیز نمود تا بتواند به سادگی در آسمان تهران حضور یابد و همچنین به کشور لیبی اجازه داد تا موشکهای دور برد در اختیار ایران قرار دهد .

این زمان مصادف بود با حضور نظامی شوروی به افغانستان که مجاهدین افغان تحت حمایت جمهوری اسلامی ایران قرار داشت که پس از مخالفت ایران با خواسته های شوروی مبنی بر عدم حمایت از مجاهدین افغانی ، از کشور لیبی خواست که از ارسال سلاح ( موشکهای اسکاد ، سام 2 ) خودداری نماید در نتیجه با افزایش توان هوایی عراق ، بمبارانهای هوایی در شهرها به خصوص در تهران افزایش یافت .بعنوان نمونه از جمله مقاومت مردم تهران در راهپیمایی روز جهانی قدس که با تهدید بمبارانهای هوایی عراق همراه بود ، فشار دشمن بی اثر واقع گردید و همچنین تأکید رهبری نظام به مقاومت تا آخرین قطره خون و شعار جنگ جنگ تا رفع فتنه و بیعت مردم با امام ( ره ) ، نیاز به یک نبرد عاشورایی در میدان جنگ بود که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را با توجه به همه مشکلات سیاسی و اقتصادی و نظامی وا داشت تا تکلیف جنگ را از راه نظامی حل نماید . و دست به یک حمله سرنوشت ساز بزند .

 لذا در سال ششم جنگ که در این سال کمی از امکانات دولت به جنگ اختصاص یافت و ستاد پشتیبانی جنگ با مسئولیت معاون نخست وزیر به منظور بکارگیری امکانات برخی از وزارتخانه ها و کارخانجات دولتی به جنگ ، تشکیل شد . در عین حال این اقدام هر چند ضعیف توانست کمی از مشکلات جنگ راحل نماید و سپاه پاسداران توانست در این سال عملیات موفقیت آمیز والفجر 8 را در منطقه فاو انجام دهد و به پیروزی بزرگی نایل آید . این عملیات تصرف شهر بندری فاو و انهدام وسیعی از ارتش عراق را در پی داشت و راه ارتباطی عراق با خلیج فارس تقریباً قطع گردید و ایران با کویت هم مرز شد . هر چند که این عملیات هم منجر به پایان جنگ نشد زیرا استکبار جهانی هرگز تن به پیروزی ایران نمی دادند و به جای پذیرش خواسته های ایران حمایت تسلیحاتی خود را به عراق افزایش دادند و ارتش عراق را که تا آنزمان در لاک دفاعی بسر می برد با استفاده از آن امکانات از این وضعیت خارج ساختند تا عراق بتواند حالت تهاجمی به خود بگیرد و چند عملیات محدود انجام دهد هر چند که این عملیاتها نتوانستند صدام بعثی را از آن شرایط بحرانی که رزمندگان اسلام برای آن بوجود آورده بودند نجات دهد .

لذا شورای امنیت سازمان ملل را به فکر قطعنامه شدیدی علیه ایران وا داشت و فرماندهان سپاه هم در جهت تکمیل تصرف فاو و یکسره کردن کار جنگ به نفع نظام جمهوری اسلامی ایران به فکر چاره افتادند تا اینکه عملیات والفجر 10 در منطقه عملیاتی ابوالخصیب انتخاب شد با پیروزی در این عملیات راه دریایی عراق ازخور عبدالله مسدود و بصره از جنوب محاصره می گردید . اما به دلایلی عملیات توسط ستون پنجم لو رفت و دشمن قبل از اجرای عملیات توسط رزمندگان اسلام ، عملیات مختل کننده انجام داد و این عملیات به علت عدم پیروزی به کربلای چهار تغییر نام یافت اما با این وجود برای جبران شکست و گرفتن ابتکار عمل ، عملیات کربلای پنج در راستای استراتژی قبلی پس از گذشت شانزده رو زدر منطقه عمومی شلمچه و در شرق بصره طراحی و اجرا شد .

در این عمیات که تمام توانمندیهای نظامی عراق در مقابل توانمندیهای نظامی ایران بکارگرفته شده بود . هرچند که بخشی وسیعی از توانمندیهای دو طرف منهدم شد ولی عراق نتوانست جلوی پیشروی رزمندگان اسلام را که با توکل به خدای تبارک و تعالی می جنگیدند ، سد نماید در نتیجه بخشی از ارتش عراق هم دراین عملیات آسیب دید و بصره مورد تهدید واقع شد . در چنین وضعیتی شورای امنیت سازمان ملل به کمک رژیم بعثی وارد عمل شد و دو ماه پس از عملیات کربلای 5 به تهیه و تنظیم قطعنامه 598 پرداخت و در پایان تیرماه 1366 این قطعنامه به تصویب رسید .

همانطوریکه قبلاً ذکر گردید قطعنامه 598 ، تنها قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل بود که از لفظ منازعه استفاده شد . این قطعنامه دارای یک مقدمه و ده بند است که در جلسه 2570 شورا به اتفاق آرا تصویب شد ، بندهای قطعنامه بر اساس مواد 39 و 40 منشور سازمان ملل متحد به شرح زیر است .

1-       مطالبه که به عنوان اولین قدم به سوی یک حل و و فصل از طریق مذاکره ، ایران و عراق به یک آتش بس فوری اقدام کنند و تمام عملیات نظامی را در زمین ، دریا و هوا متوقف کنند و همچنین تمام نیروها را بی درنگ تا مرزهای شناخته شده بین المللی باز گردانند .

2-       از دبیر کل درخواست می شود که گروهی از ناظران سازمان ملل متحد را برای تأیید ، تحکیم ، نظارت بر آتش بس و عقب نشینی به مرزها اعزام کند ، به علاوه از دبیر کل درخواست می شود که ترتیبات ضروری را برای مشاوره با طرفین انجام دهد و گزارش آن را به شورای امنیت تسلیم کند .

3-       شورا اصرار دارد که پس از توقف مخاصمات فعال ، بی درنگ اسرای جنگی را بر اساس کنواسیون سوم ژنو در 12 اوت 1949 ، آزاد کنند و عودت  داده شوند .

4-       از ایران و عراق دعوت می شود که با دبیر کل در خصوص به اجرا در آوردند این قطعنامه و در کوشش های میانجیگرانه برای کسی یک حل و فصل جامع ،         ، شرافتمندانه ، و مورد قبول طرفین در مورد تمام موضوعات مهم ، بر اساس اصول مندرج در منشور ملل متحد همکاری کنند .

5-       از تمامی دولتهای دیگر دعوت می شود که حداکثر خویشتن داری را به عمل آورند و از هر اقدامی که ممکن است به گسترش بیش تر مخاصمه منجر شود ، اقراز نمایند و بدین گونه به اجرا در آوردن قطعنامه ی حاضر را تسهیل کنند .

6-       از دبیر کل درخواست می شود که ضمن مشورت با ایران و عراق ، مسأله ی تفویض کار تحقیق در باب مسئولیت مخاصمه به هیأتی بی طرف را بررسی کند و در حداقل مدت ممکن به شورا گزارش دهد .

7-       عظمت خسارات وارد شده در خلال مخاصمه و نیاز به کوشش در جهت نوسازی ، با امدادهای بین المللی در خور ، زمانی که مخاصمه خاتمه پذیرد ، تصدیق می شود و در همین خصوص از دبیر کل درخواست می شود که هیأتی از کارشناسان را برای بررسی در باب مسأله ی نوسازی تعیین کند و به شورای امنیت گزارش دهد .

8-       به علاوه از دبیر کل درخواست می شود که با مشورت ایران و عراق و سایر کشورهای منطقه ، طرق افزایش امنیت و ثبات منطقه را مورد مداقه قرار دهد .

9-       از دبیر کل درخواست می شود که شورای امنیت را در مورد به اجرا درآوردن این قطعنامه ، به طور مداوم مطلع کند .

10-     شورای امنیت تصمیم دارد که برای در نظر گرفتن اقدامات بیشتر و تضمین اجرای این قطعنامه ، در صورت ضرورت جلساتی تشکیل دهد .

هر چند که بعضی از بندهای قطعنامه تا حدودی حقوق جمهوری اسلامی ایران را تأمین می کرد اما مغایرت بعضی از بندها با بندهای دیگر انتظارات ایران را برآورده نکرد . مثلاً در بند 6 قطعنامه در باب مسئولیت مخاصمه ، وقتی شناسایی متجاوز مطرح می گردد ، تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت جنگی برای نوسازی کشور ، از امدادهای بین المللی ذکر نموده است یعنی اینکه کمکهای بین المللی جهت نوسازی به هر دو کشور پرداخت گردد که این نوعی تشویق  متجاوز به تجاوز دیگر است . لذا این بند با بندهای 6 در تضاد می باشد و بحث متجاز بودن و تنبیه متجاوز منتفی می شود و همچنین اجرای ترتیب بندهای قطعنامه 598 این احتمال وجود داشت که عراق با حمایت کشورهای غربی از جمله آمریکا با اجرا نشدن بند 6 قطعنامه محکوم نشود لذا به این منظور ایران قطعنامه 598 را نه رد کرد و نه قبول کرد و اجرایی شدن آن را منوط به اصلا ح تقدم و تأخر بندها نمود که عراق از آن مخالفت ورزید و اگر ایران رسماً اعلام می نمود که قطعنامه را نمی پذیرد بر اساس بند 10 قطعنامه با اقدامات و قوه قهریه شورای امنیت روبرو می شد .

بیانیه وزارت امور خارجه ایران :

شورای امنیت سازمان ملل با عدول از وطایف خود قطعنامه ی غیر عادلانه تصویب کرده که بعضاً مواد آن با یکدیگر در تناقض آشکار است .

بنابراین ایران موضعگیری نه رد و نه قبول را نزدیک یکسال ادامه داد و مدتی توانست از فشار و تهدیدات بین المللی در امان باشد .

علت پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل از سوی ایران پس از یکسال از تصویب آن چه بود جمهوری اسلامی ایران در خلال  این سال ، دیپلماسی فعالی را آغاز نمود تا بتواند تقدم و تأخر مواد قطعنامه را به نفع خود تغییر دهد که سرانجام موفق شد تا دبیرکل ( خاویر دکوئیار ) طرح اجرایی خود را در تاریخ 15 اکتبر 1987 مبنی بر اینکه قطعنامه 598 کلاً  و مجموعاً پذیرفته شود و هیچ بندی از بندهای قطعنامه بر دیگری ارجحیت و تقدم ندارد ، صادر نمود و عراق در اجرای این طرح کارشکنی کرد . همزمان با حرکت دیپلماسی ایران ، آمریکا تحریم های اقتصادی و تسلیحاتی ایران را افزایش داد و ناوهای جنگی آمریکا و متحدانش وارد خلیج فارس شدند و تهدیدات بین المللی هر چند که در طول جنگ وجود داشت اما در این مرحله بر اساس بند ده قطعنامه 598 به آن وجهه قانونی بخشید ، زدن سکوی نفتی ، درگیری ناوهای آمریکایی با نیروهای ایران در  خلیج فارس ، ساقط نمودن هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران و قتل 290 نفر از انسان بی گناه ، نمونه هایی از این تهدیدات بود ، و همچنین به صدام حسین اجازه داده می شود که به هر جنایتی دست بزند .

 لذا می بینیم که حزب بعث از این فرصت استفاده کرد و مخرب ترین سلاحهای شیمیایی و میکروبی  را بر علیه رزمندگان اسلام بکار برد و نیز شهرهای مرزی ایران و کشور خود را از جمله شهرستان سردشت و حلبچه عراق را مورد هجوم این سلاح قرار داد و فاجعه انسانی به بار آورد . از سویی بعد از اینکه توان نظامی دو کشور عراق و ایران در عملیات کربلای پنج به تحلیل رفته بود رژیم عراق توانست ارتش خود را با امکانات و تسلیحات کشورهای غربی و روسیه به سرعت بازسازی نماید و انسجام اولیه خود را باز یابد در حالی که تجدید قوای رزمندگان اسلام با توجه به تحریمهای شدید اقتصادی و تسلیحاتی نیاز به زمان بیشتر داشت که این امر باعث گردید که توازن قوا به نفع عراق تغییر نماید و بعد از آن مشاهد می کنیم که دور جدید هجوم سراسری عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران شروع شد و ارتش عراق در جبهه های جنوبی ، جاده اهواز – خرمشهر را اشغال نماید و اگر پیام تاریخی امام ( ره ) در خصوص نیروهای رزمنده به جبهه های جنگ نبود . ارتش عراق مجدداً شهرهای جنوب کشور از جمله خرمشهر را اشغال می نمود .

از طرفی وقتی ایران در مدت یکسال قطعنامه 598 را نه رد و نه قبول نمود و در محافل بین المللی ،ایران را ناقض حقوق بین الملل و یک چهره جنگ طلب به دنیا معرف نمودند و رسانه های گروهی به این مسئله و امن زدند و مسئولیت ادامه جنگ را به ایران نسبت دادند و از طرف دیگر صدام حسین را یک چهره  صلح طلب به دنیا معرفی کردند که صدام خواهان صلح است ولی ایران آن را نمی پذیرد . در چنین اوضاع و احوالی بود که امام راحل ( ره ) در استراتژی دفاعی خود فرمودند . اگر دشمن با ابزار نظامی به جنگ ما می آید . ما هم باید با ابزار فرهنگی و شیوه های سیاسی مناسب از خود دفاع نماییم و همه این شیوه ها باید در راستای استراتژی کلی حفظ اسلام و مصلحت جامعه باشد . از این رو دشمن ما تا زمانی که در جبهه های نظامی به ما حمله کرد . وظیفه ما دفاع نظامی بود و هنگامیکه پس از صدور قطعنامه 598 ، استراتژی ضربه را ا زجبهه نظامی به جبهه سیاسی کشاند . ما هم لازم بود . متناسب با این جبهه ، شیوه ی دفاعی اتخاذ می کردیم به همین دلیل امام راحل ( ره ) فرمودند .

« و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسأله بسیار تلخ و ناگواری برای همه و خصوصاً برای من بود ، این است که من تا چند روز قبل به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ معتقد بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجرای آن می دیدم ، ولی بواسطه ی حوادث و عواملی که از ذکر آن فعلاً خودداری می کنیم و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمایم کارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای کشور که من به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتقاد دارم با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت کردم و در مقطع کنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می دانم و خدا می داند که اگر نبود انگیزه ای که همه ی ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود . هرگز به این عمل راضی نمی بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود . اما چاره چیست که هم باید به رضایت حق تعالی گردن نهیم »

3- آتش بس و مسائل بعد از آن

پس از پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران رژیم عراق با طرح پیش شرطهایی از اجرای طرح دبیر کل کارشکنی می کرد این در حالی بود که نمایندگان رسمی دو کشور ایران و عراق برای مذاکره صلح در نیویورک بسر می بردند دور جدیدی از تجاوزات عراق به خاک جمهوری اسلامی ایران که در مناطقی تا حدود 100 کیلومتر پیشروی نموده بودند ، فضای مذاکرات را تحت الشعاع قرار داد و همه رسانه ها و خبرگزاریهای منطقه ای و بین المللی این تهاجمات را مخابره نمودند . همزمان سازمان منافقین با همکاری ارتش عراق ، تحت پوشش نیروی هوایی عراق از محور قصر شیرین ، سر پل ذهاب و کرمانشاه پیشروی نمودند که با اقدامات به موقع رزمندگان اسلام تار و مار گردیدند .در مجموع رژیم عراق چنین تصور می کرد که اگر بتواند در این عملیاتها بخشهایی از اراضی ایران را اشغال نماید ، می تواند با حضور پرقدرت خود در میز مذاکرات صلح ، امتیازات بیشتری از ایران بگیرد . تا دست آوردی برای کشور خود و حامیانش داشته باشد اما این بار هم نتیجه ای بدست نیاورد . سرانجام در 15 مرداد ماه 1367 طی نامه ای به دبیرکل اعلام کرد در صورتی که ایران با مذاکرات مستقیم به طور صریح و بدون ابهام موافق باشد و رسماً اعلام کند عراق نیز با آتش بس موافقت می کند . پس از آن یک روز بعد در 16 مرداد ماه 1367 ایران نیز طی نامه ای موافقت خود را اعلام کرد و سپس شورای امنیت با حضور نمایندگان ایران و عراق تشکیل جلسه داد و در نتیجه از هر دو کشور خواست که آتش بس را در یک جبهه رعایت کنند . بدین ترتیب رسماً  از 29 مرداد ماه 1367 آتش بس برقرار شد .

پس از آتش بس دور مذاکرات سه جانبه ایران ، عراق و دبیر کل آغاز گردید ولی به علت عدم همکاری عراق با انجام مذاکرات سه جانبه و اجرای قطعنامه 598 و طرح حاشیه ای و تکرار آن در هر دور از مذاکرات کار را به جایی رساند که دبیرکل در آخرین دور مذاکرات در تاریخ 3/2/1368 در ژنو تلویحاً به شکست مذاکرات اعتراف کرد . رژیم عراق پس از آنکه در جنگ موفقیتی کسب نکرد و در منطقه و فرا منطقه اعتبار خود را از دست داده بود در پی کسب حیثیت و اعتبار از دست رفته خود قرار داد و از طرفی برای اینکه از مرزهای شرقی خود ایجاد اطمینان بنماید که مبادا از سوی ایران مورد هجوم واقع شود مکاتبات مستقیم را با مقامات ایران شروع کرد . در همین رابطه چندین نامه بین صدام حسین و رئیس جمهور وقت ایران  ( آیت الله هاشمی رفسنجانی ) رد  و بدل شد تا اینکه در آخرین نامه صدام به رئیس جمهور ایران ، نوشت که تمام شروط  ایران را پذیرفتم . یکی از این شروط تعهد مجدد عراق به عهدنامه مرزی و حسن همجواری 1975 الجزایر بود . بعد از آن مشاهد می شود که دبیر کل سازمان ملل به دلایل فوق یعنی قبول مجدد قرارداد الجزایر از سوی عراق و حمله به کویت ، رژیم عراق را متجاوز و آغازگر جنگ شناخت .

4- چه موادی از قطعنامه 598 اجرا و چه موادی اجرا نشد و موانع اجرایی آن چه بوده است . قطعنامه 598 دارای ده بند است که این بندها به چند موضوع اساسی اشاره می کند .

1-       آتش بس و عقب نشینی به مرزهای شناخته شده بین المللی

2-       اسرای جنگی آزاد شوند

3-       شناسایی متجاوز

4-       پرداخت خسارات جهت نوسازی با امدادهای بین المللی

با توجه به مواد فوق ، آتش بس و عقب نشینی به مرزهای بین المللی و آزادی اسرا انجام شد . اما بند 6 قطعنامه ، فقط شناسایی متجاوز و آغاز گر جنگ اعلام شد ولی در خصوص تنبیه متجاوز و پرداخت غرامت چون جزء دستور کار شورا نبود و با بند 7 قطعنامه در تناقض بود ، انجام نگرفت و همچنین بند 7 قطعنامه که مبنی بر کمکهای بین المللی بود در این رابطه مشاور پطروس غالی دبیر کل وقت سازمان ملل در تاریخ 21 خرداد ماه 1371 هنگامیکه به ایران آمده بود ، اظهار داشت ،

« دریافت غرامت ، موضوع بند 7 قطعنامه نیست بلکه کمکهای بین المللی در آنجا ذکر شده است . کمکهای بلاعوض با توجه به بحران مالی جهان و فقدان منابع مالی و نیاز زیاد کشورهای مختلف ، و اینکه جمهوری اسلامی ایران در تقدم کشورهای ثروتمند قرار ندارد ، مطرح نیست . تلاش خود را در اخذ وام با شرایط مساعد قرار دهید »

اما در خصوص موانع اجرای قطعنامه 598 باید گفت که با توجه به اینکه قدرتهای بزرگ در تصمیم گیریهای شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل نفوذ دارند لذا در تهیه و تنظیم قطعنامه و همچنین در اجرای آن به نفع رژیم عراق وارد عمل شدند و نیز مهمترین منابع دیگر فقدان دادگاه بین المللی  و قوانین جزایی بین المللی جهت داوری در این گونه جنایات است ، که در نبود چنین دادگاهی اجرای احکام جنایی بین المللی در اختیار قدرتهای بزرگ قرار می گیرد و آنها هم منافع خود را مد نظر می گیرند و هیچ اقدامی در جهت اعاده حقوق دیگران انچام نمی دهند .