X
تبلیغات
" روایت هشتم " - مقاله - موضوع مقاومت در شعر شاعران ايران ؛
مقاله - موضوع مقاومت در شعر شاعران ايران ؛

 انسان در مقابل تهاجم (‌طبيعي يا غير طبيعي ) بطور فطري حس دفاع و  مقاومت را تجربه مي كند و اين حس در شديد ترين حالتش به كنشهاي فيزيكي در او نمايان مي شود .

ادبيات دفاع و مقاومت نيز در مقابل «‌ادبيات جنگ » شكل مي گيرد و در هر كشوري اگر چه برخي از مشخصه هاي منحصر به خود را دارد ولي در يك ويژگي همگي داراي فصل مشترك هستند و آن عبارت است از :« بيگانه ستيزي و وطن دوستي ».همين ويژگي مشترك است كه ادبيات مشتركي را در ميان ملل بنام ادبيات مقاومت جهان شكل مي دهد و مفهوم مقاومت را از حلقه ي وطن – ميهني به گستره ي جهان – ميهني توسعه مي بخشد . اين جهان مهيني بر دوقسم است يكي انترناسيوناليستي مبتني بر تئوري ماركسيستي و ديگري جهان – ميهني ديني مبتني بر آموزه هاي الهي و بنيانهاي ايدئولوژيكي . تفكر اول فارغ از حساسيت هاي قومي ، نژادي و ديني ، و بي توجه به فرهنگ ها ي گوناگون بشري مدعي جهان – ميهني است كه در برخي كشورهاي خاور ميانه و آمريكاي لاتين گسترش يافت و تفكر دوم كه عمدتاً  در ميان جوامع اسلامي رواج دارد برگرفته از تئوري « امت واحده ي اسلامي » است و در ابتدا با طرح «‌آزادي قدس »‌ در قاموس مقاومت اسلامي معنا پيدا كرد .

تئوري امت واحده ي اسلامي ، با انگيزه ي آزادي قدس و رهايي ملت فلسطين از بند اشغالگران  رفته رفته به يك جنبش پراگماتيك براي مبارزه  با استكبار جهاني و تحكيم اتحاد مسلمانان تبديل شد.

 در ايران تفكر ضد صهيونيستي در دهه ي 50 و با تلاش اساتيد برجسته حوزه و دانشگاه و روشنفكران ديني و با روشنگريهاي خردمندانه ي حضرت امام خميني (ره ) در طول نهضت اسلامي و انقلابي مردم ايران شكل گرفت و پس از پيروزي انقلاب اسلامي پرچم مقاومت اسلامي در ايران بطور رسمي و علني به اهتزار در آمد و انقلاب اسلامي جلودار مبارزه با استكبار و صهيونيست در جهان شد.

مقاومت

 

(2)

جنگ تحميلي عراق عليه ايران و شروع دفاع مقدس عرصه ي جديدي براي پيوند مفهوم وطن- ميهني ديني و جهان- ميهني ديني در ادبيات مقاومت بوجود آورد . بنابراين شروع شعر مقاومت فلسطين در ادبيات ايران را همزمان با شكل گيري ادبيات انقلاب و دفاع مقدس مي توان دانست و شاعران انقلاب در كنار سرودن شعر دفاع مقدس ، از خلق آثاري با موضوع مقاومت فلسطين موضوع و مقاومت جهاني نيز غفلت نمي كنند .

 در اينگونه اشعار عموماً وطن از مفهوم عام خود فاصله مي گيرد و وطن اسلامي به جاي وطن جغرافيايي اعتبار پيدا مي كند :

شرق از مرمره تا سند به پا مي خيزد

خلق از افريقيه تا هند به پا مي خيزد

خون تاجيك دگر جوش جنون خواهد زد

ازبك از آمويه پابوس به خون خواهد زد

باشه در صخره ي كشمير فزون خواهد شد

ببري از بيشه ي بنگال برون خواهد شد

تركمن بر زير باد سفر خواهد كرد

باز افغان به جهان عربده سر خواهد كرد

روم عثماني از آيينه برون خواهد تاخت

ترك شرواني از ارمن به ليون خواهد تاخت ...

گيتي از اشتلم شيعه دژم خواهد شد .

جيش سني و اباضيه به هم خواهد شد

زيدي و مالكي افسانه دگر خواهد كرد

شافعي و حنفي ترك سمر خواهد كرد

هله رعد است ، هلا برق بپا خواهد خاست

امت واحده از شرق به پا خواهد خاست

علي معلم دامغاني

 

(3)

يكي از راههاي تقويت مقاومت وبسط و گسترش آن در ميان ملتهاي مسلمان ، پيوند مفهوم مقاومت با مفاهيم اسلامي است ، همين تلقّي است كه ادبيات مقاومت را با ادبيات آييني گره مي زند وجايگاه آن را تا سطح يك ژانر يا يك نحله ادبي ارتقاء مي دهد .

در ايران نيز ،پيوند مفهوم مقاومت اسلامي با حوادث تاريخ اسلام و آموزه هاي قرآني رونق تازه اي به شعر مقاومت داد و به عنوان عامل موثري در تحريك انگيزه جهاد اسلامي در مردم عمل كرد :

جانان من برخيز ، زين بر بارگي نه

زي قدس زي سينا قدم يكبارگي نه

بايد ز آل سامري كيفر گرفتن

مرحب فكندن خيبري ديگر گرفتن

بايد به مژگان رفت گرد از طور سينين

بايد به سينه رفت ز ين جا تا فلسطين ...

‌حميد سبزواري

 

رفته رفته آميختن حس ميهن دوستي با نمادهاي ديني و اسلامي ، به يك شگرد ادبي در فرهنگ دفاع و شعر پايداري تبديل شد و شاعران با بهره گيري ار آيات و روايات اسلامي ، به مفهوم مقاومت اسلامي در ادبيات مقاومت توسعه بخشيدند .بهره گيري از نمادهاي ديني به نوع اثبات حقانيت جبهه ي مقاومت اسلامي نيز بود كه از طريق بكارگيري احاديث و روايات ديني و قرآني پيروان جبهه ي حق را به پيروزي بشارت مي داد و آنان را براي ادامه ي مسير مبارزه و مقاومت اميدوار  مي نمود .

مثال اول :

قسم به حق كه خداوندي رمين با ماست

به شرق و غرب جهان روم و زنگ و چين با ماست .

علي معلم

مثال دوم :

باز بخوان سوره ي والنازعات

باز بخوان آيه امن يجيب

فتح تو يك معجزه ي روشن است

نصر من ا...  و فتح قريب

رضا اسماعيلي

مثال سوم:

امشب دلم مي خواهد /مزامير نفرين/بر كافرين بني اسرائيل را /داوود نبي برايم تلاوت كند ...

                                                                                                                                                                                                              حسين بهزاد

 

مثال چهارم:

بار ديگر نيز مي گويم

اين ستاره هاي شش پر در مسير ماه ، چون مين اند

اي دريغا نام داوود

اي دريغاتر ، ستاره

اي دريغا ، ماه

قدس ، خون يحيي در دل تشت ماست /قصه ي يوسف درون چاه

سنگها بگذار چون باران فرود آيند

عليرضا قزوه

 

مثال پنجم:

تو ايستاده اي

بر صخره اي كه حضرت آدم ، از آن بالا رفت

و با خداي خويش سخن گفت

تو ، ايستاده اي

در خانه اي كه حضرت خاتم در آن

آمد فرود در شب معراج

بيت المقدست

قلب تمام مردم آزاده است

مرتضي نوربخش

 

(4)

همراه با رشد چشمگير شعر دفاع مقدس و پايداري پس از جنگ ، شعر مقاومت فلسطين هم رشد قابل ملاحظه اي پيدا كرد و رسالت اصلي به منزل رساندن اين بار گران را نيز شاعران نسل اول و دوم شعر انقلاب و دفاع مقدس بر عهده گرفتند . شاعراني همچون حميد سبزواري ، نصرا... مرداني  ، مشفق كاشاني ، سيد حسن حسيني ، سلمان هراتي ، حسين اسرافيلي ، عليرضا قزوه ، مصطفي عليپور و ...

 موضوع فلسطين در شعر اين شاعران رفته رفته به بستري براي طرح مناقشات سياسي حاكم بر جهان تبديل شد. بيان رخدادهاي سياسي جهان ، بهره گيري از طنز فاخر و ستيزه گر و تعرض به مچهره هاي جنگ افروز جهان، انتقاد از سكوت شخصيت ها و رهبران عربي از مشخصات بارز شعر اين گروه از شاعران است .

 

مثال اول :

بغداد سن پطرز بورگ است و قصاب پسر هيتلر

1945 را با شصت جمع كن

گوساله را با خوك

نجاست را با سياست آمريكايي

تا مثل من بدت بيايد از قصاب پسر

از چاقوي سياست

بدت بيايد از آريل و رايس

زني كه آمده است برج هاي دو قلو بزدايد !

عليرضا قزوه

 

مثال دوم :

سگاني كه درنده بار آوردي

بر تو نيز

دندان نشان دادند

و بر چهره ات چنگ انداختند

زخمهاي صورتت را نگاه كن

چنگال بن لادن و صدام بر آن شيار زده است

آقاي بوش !

كودكان متولد نشده اي را مي شناسم

كه با سنگي در مشت

شهادت را انتظار مي كشند ....

حسين اسرافيلي

 

مثال سوم :

خليفه ها

به شمشير سوگند خورده اند

كه به رقص دلقكهايشان قناعت كنند

و ميان خيمه و آتش

مودبانه بي طرف بمانند

در دارالخلافه  رخوت و سازش

كامپيوتر

براي رهبران رسمي تكليف معين مي كند .

مصطفي عليپور

 

اين شيوه ي نوشتن تا آنجا مورد استقبال شاعران انقلاب قرار گرفت كه در يك بررسي تطبيقي به نظر مي رسد نوعي مانيفست نا نوشته ي جمعي در ذهن شاعران شكل گرفت كه در آن فرمول هاي خاصي براي سرودن شعر با موضوع فلسطين پيشنهاد گرديد . اين فرمولها داراي چند پارامتر مشخص هستند كه از نظر ادبي عناصر نمادين و سمبليك شعر فلسطين و لبنان را تشكيل مي دهند . عناصري مثل :« ستاره ي داوود » ، «زيتون »، «سنگ »، «مديترانه » و ... كه نمادهاي بومي آن سرزمين هستندبا بسامدهاي بسيار بالا در شعر شاعران ايراني بكار گرفته شده اند :

مثال اول :

دو دانه زيتون

روي پرچم

عالمي را ميهمان صلح كرده است

آنتن هاي نم گرفته

آدمهاي دودي

دست به دست هم داده اند

تا تصويري برفكي به دنيا نشان دهند ...

شهرام مقدسي

 

مثال دوم :

مظلوم من ، فلسطين !

مي دانم

ديري است آرزوي رهايي

هر روز

در بهت چشمهاي تو همراه آفتاب

از باغهاي زيتون

سر مي زند

و در مديترانه

مدفون مي شود …

مرتضي نوربخش

 

مثال سوم :

ستاره اي شكسته ي داوود را چسبانده اند با سريش گلوله

به خاك قدس

و مي گويند : آسمان اينجاست !

دنبال عصاي سلميان مي گردند

دنبال كاست صداي داوود نبي

دنبال كلت كمري پيغمبر يك چشم …!

عليرضا قزوه

 

 

مثال چهارم :

سنگ ديده ايد بتپد در مشت ؟

سنگ ديده ايد خون آلود پيش از پرتاب ؟سنگ ديده ايد گرم و آفتاب نديده ؟

سنگي ديده ايد اين چنين ؟

من ديده ام

در دستان عاشقي كه مرگ را به سخره گرفته است

(‌چنان چه ما زندگي را )

و جاي خالي قلبش را

با كينه پر كرده است

حميد رضا شكارسري

 

مثال پنجم :

در فلسطين

درختان زيتون

سنگ ، بار مي آورند

تا جوانان را همراهي كنند

حسين اسرافيلي

 

(5)

در سالهاي اخير ، با شدت گرفتن آتش انتفاضه و حساسيتهاي جهاني موجود در مسئله ي  فلسطين و لبنان و نيز ، پيروزي مقاومت لبنان ، در بازپس گيري مناطق جنوب از اشغالگران صهيونيست ، تهديدي جدي اسرائيل نسبت به كشورهاي خاور ميانه و بحران آفريني دولت آمريكا با حمايت از رژيم اشغالگر در منطقه و در اين اواخر مطرح شدن تئوري « خاورميانه جديد » كه بر اساس آن اسرائيل نقش ژاندارم منطقه و پشتيبان اصلي منافع آمريكا در خاورميانه را عهده دار خواهد شد تلنگري جدي به شاعران آزاديخواه جهان زده شد .

در ايران هم نهادها و سازمانهاي وابسته به مراكز فرهنگي مرتبط با توليد آثار انقلابي و ارزشي با طرح جدي شعر مقاومت فلسطين در رسانه ها و برگزاري جشنواره ها و كنگره هاي مختلف ، براي ورود شاعران جوان به اين عرصه انگيزه هاي جدي بوجود آوردند .

در لزوم شكل دهي چنين حركتي هيچ ترديدي وجود ندارد و نفس شكل گيري اين حركت امري پسنديده و مبارك است . اما با درنگي كوتاه در آثار شاعران جوان مي توان پي برد كه نوعي شتابزدگي و سطحي انديشي كه ناشي از قرار گرفتن در فضاي تصنعي و خود ساخته متأثر از تبليغات رسانه اي است و نه محصول دروني شدن احساسات و انديشه ها در شعر بيشتر اين شاعران ديده مي شود .

 

مثال اول :

آينه روي تو را مهلت تابيدن داد

سنگ ، دستان تو را قوت جنگيدن داد

كوه از همت تو بر كمرش رگ افتاد

درد آنگاه به خود فرصت باليدن داد …

باز اين « بيت مقدس » كه  تو را مي خواند

چشمه ي شعر مرا غيرت جوشيدن داد

مرتضي آخرتي

 

مثال دوم :

شتتاب داشت و پيدا نكرد ، آنجا سنگ

هجوم برده ، به دستش نبود حتي سنگ

دويد پشت سر تانك و زير لب مي گفت :

چه فرق هست مگر بين مشت من با سنگ !

به تانك – گرچه به سرعت دويد – او نرسيد

و گفت : كاش برويد به جاي خرما سنگ …

علي دولتيان

 

 

مثال سوم :

سنگ بر دار و بزن اين شب آويزان را

تا كه بر هم بزني خواب خوش شيطان را

سنگ «قانون »دهان كوب زمين است بزن !

آه ! موسيقي خشم توهمين است بزن !

زندگي زير لگدهاي هيولا ، سخت است

رقص شيطان ، وسط مسجد الاقصي سخت است …

حسين هدايتي

 

و اين شتابزدگي  و سطحي نگري گاه چنان شاعران جوان را مستأصل مي كند كه حتي  فرمولهاي پيشنهادي شاعران پيشكسوت هم از يادشان مي رود و شعر هايشان هيچ نشانه اي از مقاومت فلسطين ندارد ومي تواند براي دفاع مقدس ايران يا هر جاي ديگر هم مصداق پيدا كند :

 

مثال اول :

در جنگ هاي تن به تن آغاز شويم

اين رسم ماست ، در كفن آغاز شويم

از ابتداي خون گلو ، از شروع عشق

از انتهاي خويشتن آغاز مي شويم

آرام ،  در قلمرو شب رخنه مي كنيم

همپاي صبح دفعتاً آغاز مي شويم .

اميد مهدي نژاد

 

مثال دوم :

و مي روم كه شما بيشتر نفس بكشيد

دوباره راحت و آسوده تر نفس بكشيد

رها شويد از آيين غيرت مردي

رها شويد مگر تا مگر نفس بكشيد

به روي نعش پر از خون ما قدم بزنيد

به بوي دشمنتان تشنه تر نفس بكشيد …

عباس محمودي

 

 

مثال سوم :

در چارچوب حادثه تنهايي اي غريب

ديگر به درد و داغ شكيبايي اي غريب

دنيا ميان خون دلت غرق مي شود

استاده ا ي و گرم تماشايي اي غريب

ديروز ، در نگاه چندين ستاره سوخت

محكوم شد ، صداقت دريايي اي غريب …

رسول خياباني

 

(6)

فرصت ديگري كه براي خلق آثاري با موضوع مقاومت در اختيار شاعران ايران قرار گرفت ، جنگ 33  روزه ي حزب ا... لبنان و رژيم صهيونيستي در آگوست 2006  ميلادي بود . اين جنگ كه به بهانه ي اسارت 2 نظامي اسرائيلي توسط نيروهاي مقاومت حزب ا... لبنان در يك شرايط نا برابر و در واقع در جهت تثبيت و اجراي طرح خاور ميانه ي بزرگ آمريكا آغاز شد ، آنقدر تكان دهنده بود كه موجي شديد از احساسات و عواطف انساني را در سراسر جهان برانگيخت . اين جنگ از ديد ناظران و تحليل گران سياسي جهان  تنها جنگ ميان اسرائيل و حزب ا... لبنان نبود . بلكه به يك اعتبار جنگ ميان ايران و آمريكا تلقي مي شد . زيرا ، ايران خواسته يا ناخواسته به عنوان حامي اصلي حزب ا...لبنان و آمريكا بطور آشكار حامي اصلي رژيم صهيونيستي قلمداد مي شد . از بعد ديگري هم اين جنگ اهميت داشت و آن حضور يك شخصيت روحاني و شيعه در جايگاه رهبري و فرماندهي نيروهاي حزب ا... بود كه در طول نبرد 33 روزه تقريباً به يك شخصيت اسطوره اي – دست كم در شعر شاعران مقاومت – تبديل شد .

اسرائيل در مدت چند روز شهر ها و روستاهاي لبنان را مورد هجمه هاي شديد موشكي قرار داد .در هفته ي دوم جنگ ، ساختمان صدا وسيماي لبنان توسط رژيم صهيونيستي ويران شد، تاصداي مظلوميت مردم به گوش جهانيان نرسد . ارتش لبنان فاقد توان لازم براي رويارويي با ارتش اسرائيل بود . اكثر كشورهاي عربي و مسلمان به جز سوريه ، در مقابل اين همه جنايات ، سكوت كردند و شيوخ عرب ،سيد حسن نصرا... را  اهل مغامره (ماجراجو) خواندند ويك مفتي وهابي ، هرگونه كمك به حزب ا...  وحتي دعا كردن براي پيروزي مقاومت را شرعاً حرام اعلام كرد. از سويي تجهيز نيروهاي حزب ا... لبنان بطور آشكار و مستقيم از سوي كشورهاي حامي عملاً امكانپذير نبود . در چنين شرايطي ، بي شك ، هنر يك ابزار قوي و متعارف براي بر هم زدن قاعده هاي نا متعارف ديپلماسي- نظامي در جهان است .در همين مدت كوتاه موج بزرگي از شعر مقاومت همسو با قواي حزب ا... و در راستاي حمايت از نيروهاي مقاومت در ميان شاعران ايران به راه افتاد كه به عقيده ي نگارنده، خود به تنهايي با جريان شعر مقاومت جهاني شاعران ايران پس از انقلاب برابري مي كرد .

ويژگي عمومي اين حركت كه آغاز آن با شعر «‌تنها تو مانده اي ، نصر ا... » سروده ي عليرضا قزوه آغاز شد، فاصله گيري از عناصر ذاتي شعر و گرفتار آمدن در دام سطحي نگري و شعار زدگي است كه صد البته اين ويژگي مبتلاءبه همه ي شعرهايي است كه با دستپاچگي و شتاب در زمان وقوع يك حادثه براي آن حادثه سروده مي شوند .

 

مثال اول :

فرياد بزن آقا !

هر چند نفست را دود قهوه خانه هاي اعراب سوزاند

و دلت را آمد و شد هواپيماهاي تشريفات

ميان واشنگتن

و حرمسراهاي خاورميانه اي كاندوليزا رايس

تو را به جنازه ي سوخته فرزندت در تلويزيون اسرائيل قسم

فرياد بزن آقا !

كه عنقريب از صندوقهاي باطل شده ي انتخابات در الجزاير و تركيه

در عراق و افغانستان ...

حق بيرون خواهد آمد

علي محمد مودب

 

مثال دوم:

آن سو

تابوتها را شماره مي كنند

لاشه هاي ناوها را

از دريا بيرون مي كشند

و سبيل ژنرالهاي شكست خورد ه را

دود مي دهند

و اين سو

بوتيكهاي سلسبيل

كركره هايشان را مي كشند  پايين

تا جنسهاي تازه را بچينند توي ويترين

صرافي هاي چهار راه استانبول

نرخ طلا را بالا و پايين مي كنند

 و نمايندگان كوكا كولا و نستله

قرار دادهاي  صادراتشان را

يك سال ديگر

تمديد مي كنند

اميد مهدي نژاد

 

مثال سوم:

اسمت را براي اولين بار

در «‌الجزاير» شنيدم

وقتي كه براي آخرين بار شهادت خواستي

روز بعد تيتر تمام روزنامه هاي عرب بودي

بهترين عكست را «‌الزمان »‌چاپ كرد

عكس سه روز قبل از شهاددت !/

وحيد طلعت

 

مثال چهارم:

بمبهاي هدايت شونده

اشتباه نمي كنند

تانكهاي مركاوا

اشتباه نمي كنند

و آقاي حقوق بشر رو سفيد خواهد ماند

در لبنان هيچ يك از اهداف غير نظامي آسيب نديده است

اينجا نوزادان كفن پوش به دنيا مي آيند

و جهاد بر زنان و كودكان واجب است

محمد مهدي سيّار

 

 

 

(7)

در شعر مقاومت سي و سه روزه ي لبنان ، چند ويژگي مشترك مضموني وجود دارد كه بعنوان عناصر اصلي شعر در آفرينش معنا ، دستمايه ي همه ي شاعراني بوده است  كه در فاصله ي جنگ سي و سه روزه و يا پس از آن براي اين جنگ سروده شده است .

1-   تكريم شخصيت سيد حسن نصرا... دبير كل حزب ا... لبنان كه فرماندهي مقاومت را بر عهده داشت :

مثال اول :

اي قائد العرب !

خندق

به استقامت تو چشم دوخته است

در عرصه ستيز

خيبر

شكوه ديگري از دست هاي توست

فرمانده ي عزيز !

سيد !

تو در كجاي زمان ايستاده اي

بي هيچ واهمه

اي يادگار حيدر !

فرزند فاطمه !

حسين اسرافيلي



مثال دوم:

خبر

با تيتر درشت

در همه ي روزنامه ها/چاپ شد

سفينه اي كه به فضا مي رفت

خبر را براي اهالي ماه برد

حزب ا...

به اتيوپي رفت

با كوله اي از نان گرم

وقتي ساكنان شهركهاي يهودي نشين

فرياد زدند !

« زنده باد نصرا... »

‌علي داوودي

 

مثال سوم:

جنوب غرق خون است و

غزّه آهوي زخمي

تو تنها مانده اي نصر ا... !

در خيبري به نام جنوب

و هواپيما ها دارند خندق مي كنند و

كودكان زخمي تشنه اند

تو رفته اي از شريعه آب بياوري

در برابر چشم اين همه ماهواره ي جاسوسي

‌عليرضا قزوه

 

مثال چهارم:

ما در جنوب زنده شده ايم

زيرا تو در جنوب زنده اي

و خون همه ي شهيدان تاريخ

در رگهاي تو با خون «‌حسين »‌مي آميزد

ما در جنوب زنده شده ايم

و فرياد مي زنيم

« زنده باد نصرا... »

علي محمد مودب

2- بهره گيري از نمادها و شخصيتهاي ديني و قرآني :

 

مثال اول :

جنوب تشنه بود و سيب تشنه

مديترانه تشنه بود و بيروت تشنه

خداوند به ما و قاتلان «‌حسين » فرصتي دوباره داد

دستهاي بريده ي عباس را از شريعه گرفت

و بر شانه هاي تو به ياري ما فرستاد

تو را « نصر ا... » مي ناميم

 و پس از تو ايمان داريم به « فتحي قريب »

علي محمد مودب

 

مثال دوم:

شرم الشيخ كوفه است و

جنوب نينوا!

دارد جنوب شبيه كربلا مي شود

مديترانه  فرات است

فرات ، عباي توست

براي اين همه زخمي

براي اين همه بي كفن

تنها رداي مهربان تو مانده است .

‌عليرضا قزوه

 

مثال سوم :

مردي سياهپوش

با عصاي موسي در دست

و عمامه ي محمد برسر

مرزهاي تازه را معين مي كند

‌اميد مهدي نژاد

 

 

 

مثال چهارم:

سنگها

پرنده مي شوند

ابابيل هايي كه

تاريخ را به عقب بر مي گردانند

درست روي سر

ابرهه !

‌عاليه مهرابي

 

3- تقبيح سكوت دولتمردان كشورهاي عربي :

مثال اول:

كيست اين پرچم فتح

در چرخا چرخ اين همه دشداشه ؟

در محاصره ي اين همه امير مخنّث

كيست اين سردار تنها ؟

علي محمد مودب

 

مثال سوم :

اما « ملك بي خيال »

همچنان مي گويد نفت در برابر عزا

بي خيال قطعنامه هاي شوراي امنيت

بي خيال اين همه خون بركه از چاههاي قانار

بازارهاي آمريكا را سياه كرده است .

اسماعيل محمد پور

 

مثال چهارم:

اوضاع روزگار بد نيست

از سران عرب

يك با شمشيري از طلا بر كمر

دارد ريشش را خضاب مي كند و

يكي هميشه در مواقع حساس به سجده مي رود

شيخ فلان

تا دشداشه عوض كند

شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش

شاه كوچك تابرگردد از تعطيلات آمريكايي/دير خواهد شد .

عليرضا قزوه

 

مثال پنجم :

پنج قاره را نگاه كن

حالا تمام دنيا لبنان است

منهاي اعراب

كه زبان او را نمي فهمند !

علي داوودي

 

4- تقبيح شخصيتهاي جنگ طلب و انتقاد از عملكرد سازمانهاي بين المللي و رسانه هاي جنگ افروز :

مثال اول :

بمبهاي هدايت شونده

اشتباه نمي كنند

تانكهاي مركاوا

اشتباه نمي كنند

و آقاي حقوق بشر

رو سفيد خواهد ماند

‌محمد مهدي سيار

 

مثال دوم :

موسي

با عمامه ي مشكي

دستش را از زير عبا بيرون مي آورد

و المنار منور مي شود

عصا به شمال شعبده بازان مي افكند

و اتحاديه عرب شكاف بر مي دارد

و سي . ان . ان شكاف بر مي دارد

و سازمان ملل ...

كمال رستمعلي

 

مثال سوم:

... بچه هاي تو

هنوز دارند سنگ مي اندازند

و مي افتند !

خبر بزرگ تر شدنشان

هر روز

در رسانه هاي نارس جهان

تكرار مي شود

اما

تكراري  نمي شوند

مثل جوقه هاي حقوق بشر

كه حق بشر را

كف دستش مي گذارد /

سيد محمد امين  جعفري حسيني

 

مثال چهارم:

نگاه كن

«وفي عنان»  به احترام كشته هاي اسرائيلي

چند قرن سكوت مي كند

و «‌رايس » سرش را در آخور فرو مي برد

حسنك كجايي ؟

دارد پيش نويس قطعنامه آماده مي شود

در تمام بندها

حسنك را بردار بايد كرد !

اسماعيل محمد پور

 

5-  بسامد بالاي اسامي شهرهاي فلسطين و لبنان در شعرها :

مثال اول:

زيتون ، ريشه در سنگ دارد

سنگ سبزي ست

در دست كودكان قانا

كه پيش ار ميلاد

تمرين شهادت مي كنند

مهري قاسمي

 

مثال دوم :

اي فرشتگان

اكنون كه «ام احمد » به ديدارتان آمده است

از گيسوان بريده ي خويش

براي او سبدي ببافد

به رنگ خواب كبوتران « الخليل »

مجيد زماني اصل

 

مثال سوم:

تو را عروس خاورميانه بخوانم

يا عروس قانا ؟

كه رحم نكردند/خون ... پاره هاي دلت را

خمپاره ها !

طيبه تقي زاده

 مثال چهارم :  

 نشنيدي قانا !

صداي گلوله مي آيد

انگار ليلا از متون عرب برخاسته

به خانه ي بخت برود

دف بزن قانا ، دف بزن ، دايره بگير

‌محدثه الماسي

 (8)

باري به زعم نگارنده شعر ايران هنوز در نقطه ي آغاز شعر مقاومت فلسطين قرار دارد و شاعران انقلاب همان اندازه كه براي به مقصد رساندن قافله شعر دفاع مقدس مسئوليت دارند درمقابل شعر مقاومت فلسطين هم مسئول هستند . جنگ 33 روزه ي اسرائيل با حزب ا… لبنان فرصت انديشيدن بود. انديشيدن به شعر ، انديشيدن به مقاومت ، انديشيدن به خودمان كه هميشه هنگام اتفاق  خوابمان مي برد و پس از  اتفاق دستپاچه  دنبال قلم و كاغذ مي گرديم واين دستپاچگي  رابه سروده هامان منتقل مي كنيم .

اگر ديروز براي شاعران انقلاب خط مقدم شعر مقاومت ، مرزهاي جغرافيايي ايران بود، امروز لبنان و فلسطين و عراق و افغانستان ، خط مقدم هنر و شعر مقاومت است . خطر بيخ گوشمان است . آژيرها به صدا در آمده اند . چقدر ديگر بايد بخوابيم تا بيدار شويم ؟

  

+ نوشته شـــده در چهارشنبه 1388/08/20ساعــت10:35 تــوسط روابط عمومی |